به‌روز شده در: ۱۰:۳۳ - ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
 
 
 
من مافیای چای نیستم!
گفت‌وگو با خریدار تانزانیایی کارخانجات چای شمال
بشریت را نشانه گرفت
گفت‌وگو با آیدین آغداشلو
نمایش بی‌پروایی
گفت‌وگو با حسین محجوبی
خواندن در خون من است!
گفت‌وگو با ناصر وحدتی
لاهیجان ویترینی از جاذبه‌های گردشگری است
گفت‌وگو با معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان
گیلک امروز، قابدان و ترش‌تره و رعنای نیست!
گفت‌وگو با امین حسن‌پور
 
كد خبر: ۲۳۷۷ تاريخ انتشار: ۱۷:۳۰ - ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ نسخه چاپي ارسال به دوستان
هنرهای سنتی را دریابیم
دکتر ميلاد محقق
"هنرهای سنتی و صنایع دستی" از برجسته‌ترین مظاهر فرهنگی ملت‌ها محسوب می‌شوند و کشورهای دارای تمدن کهن، همواره از روی محصولات و آثار به‌جای مانده از هنرهای سنتی و صنایع دستی ادوار گذشته‌شان مورد سنجش و ارزیابی قرار می‌گیرند.
در کاوش‌های باستان‌شناسی، ابنیه و اشیایی که از گذشته‌های دور در دل خاک به‌جای مانده‌اند و امروزه به وسیله باستان‌شناسان کشف می‌شوند و اکنون ما از آن‌ها به عنوان ابنیه و آثار تاریخی یاد می‌کنیم، در روزگاران قدیم به دست توانمند هنرمندان و صنعتگران هنرهای سنتی و صنایع دستی خلق شده‌اند و در زمان حاضر، بر اثر گذشت زمان، ارزش تاریخی یافته‌اند.
نباید این نکته مهم را از یاد ببریم که همه محصولات و آثاری که در گذشته‌های دور توسط گذشتگان تولید شده و امروز به‌دست ما رسیده‌اند، علاوه بر بهره‌مندی از ارزش‌های هنری و صنعتی، حاوی معانی و مفاهیم عمیق فرهنگی و باارزشی نیز می‌باشند که پژوهشگران با مطالعه همه‌جانبه بر روی آن‌ها، محتوای عظیمی را از گذشتگان به نسل کنونی، انتقال می‌دهند.
در این میان، کشور پهناور ایران نیز که از تمدن کهن و گران‌سنگی برخوردار است، دارای سرمایه‌ای عظیم مربوط به هنرهای سنتی و صنایع دستی مخصوص به خود است که علاوه بر جنبه‌های هنری و تزئینی، دارای جنبه‌های کاربردی و مورد استفاده روزمره مردم دوران‌های کهن و کنون نیز بوده و می‌باشند.
از آن‌جایی که کشاورزی و دامداری از مشاغل اصلی نیاکان‌مان بوده و اصلی‌ترین راه امرار معاش‌شان محسوب می‌گشته است، برخی از فرآورده‌های دامی و کشاورزی را صرف تهیه و تولید محصولات مورد نیاز خود می‌نموده‌اند که به مرور زمان و با دخالت دادن طراحی‌های ویژه، به کارهای هنری و تزئینی تبدیل شده و علاوه بر رفع مایحتاج زندگی آن‌ها، در زیباسازی محیط زندگی‌شان نیز نقش پیدا نموده بودند.
رفته‌رفته هنرمندان و صنعتگران نسل‌های بعد، با بهره‌گیری از توانمندی‌های خود به آفرینش محصولاتی دست زدند که اکنون برخی از آن‌ها چشم هر بیننده‌ای را خیره ساخته و به شگفتی وا می‌دارد. بی‌تردید آن‌چه که ما از آن‌ها به عنوان هنرهای سنتی و صنایع دستی یاد می‌کنیم و برای ما ظهور و ثبوت یافته‌اند، حاصل تلاش‌های بی‌دریغ و دلسوزانه نسل‌های گذشته است و اگر چنین نبود، دیگر قادر به نشان دادن این آثار و محصولات نبودیم.
پس شایسته است که از همه تلاش‌ها و فعالیت‌های غیرتمندانه هنرمندان و صنعتگران و همچنین دست‌اندرکاران و مسئولان این عرصه، نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشیم و برای حفظ و احیای رشته‌های مختلف و متنوع آن‌ها از هیچ کوششی دریغ نورزیم.
با ذکر موارد فوق، باید دید در حال حاضر، هنرهای سنتی و صنایع دستی دارای چه وضعیتی است و هنرمندان و صنعتگران رشته‌های مختلف در چه حال و روزی به‌سر می‌برند و مجموعه اقدامات دهه‌های گذشته چه نتایج مثبتی در سرنوشت این بخش داشته است؟
بدیهی است که ابتدا باور داشته باشیم، وضعیت موجود، متناسب با جایگاه کشور دارای فرهنگ و تمدن کهنی مانند ایران نیست و شرایط برخی کشورها به مراتب بهتر از ما می‌باشد؛ اما پس از آن می‌بایست با دقت نظر و نگاهی ژرف‌اندیشانه به بررسی علل، عوامل و انگیزه‌های ضعف و عقب‌ماندگی این حوزه بپردازیم. این‌که به‌طور دقیق از چه زمانی فعالیت‌های هنرمندان و صنعتگران هنرهای سنتی و صنایع دستی ساماندهی شده و در قالب تشکیلاتی منسجم و نظام‌مند مورد حمایت و هدایت قرار گرفته است، به درستی معلوم نیست؛ اما آن‌چه که مسلم به‌نظر می‌آید این است که، رفتارهای سازمانی مشخصی از دهه 1340 آغاز گردیده و سلسله اقداماتی صورت گرفته است و بر اساس آن‌ها، هم‌اکنون نیز این فعالیت‌ها ادامه دارد.
دست‌اندرکاران و مسئولانی که از نسل‌های گذشته باقی مانده و در قید حیات به‌سر می‌برند، گواهی می‌دهند که در دوره‌های گذشته، رفتارهای سازمانی و تشکیلاتی، علاوه بر موفقیت‌ها، دارای ضعف‌هایی نیز بوده‌اند که در حال حاضر، بسیاری از آن‌ها هنوز هم باقی مانده‌اند.
این موضوع ما را موظف می‌سازد تا با درک شرایط و میزان امکانات و اختیارات دست‌اندرکاران و مسئولان دوران گذشته، آسیب‌شناسی دقیقی را از وضعیت کنونی این حوزه داشته باشیم و با دیده انصاف و عدالت و بر اساس قضاوت عقل و منطق صحیح، نتایج پژوهشی خود را برای حل مشکلات باقی‌مانده به‌کار بندیم.
این اقدامات صورت گرفته است و ما تنها می‌خواهیم تا در حد حوصله و انتظار مخاطبان این نوشتار به برخی از آن‌ها اشاراتی مختصر و کوتاه داشته باشیم. اما قبل از ورود به بحث آسیب‌شناسی باید بدانیم که هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: تجلی زیبایی‌های درونی انسان در قامت یک محصول. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: بهبود مهندسی رفتارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: اشتغال، درآمد و امنیت پایدار. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: ایجاد و برقراری مهاجرت معکوس از کلان‌شهرها به شهرها و روستاها. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: کاهش پرونده‌های انتظامی، امنیتی و قضایی. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: عناصر هویت‌بخش فرهنگی کشور. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: خون جاری در آناتومی قدرت نظام. هنرهای سنتی و صنایع دستی، یعنی: معماری سنتی و هنرهای وابسته، نمایش‌های آیینی و سنتی، موسیقی سنتی و هنرهای صناعی که هریک از آن‌ها دارای فهرست بلندی از عناوین رشته‌های متنوع، مختلف و جذاب می‌باشند.
همان‌گونه که قبل از این ذکر شد، فعالیت‌های سازمان‌یافته در زمینه هنرهای سنتی و صنایع دستی از ابتدای دهه 1340 آغاز گردید که همواره، با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. هرچند می‌توان به بسیاری از ضعف‌ها و قوت‌های موجود در روند فعالیت‌های مذکور اشارات مفصلی داشت، اما در این نوشتار لازم می‌دانیم که تنها دوره پس از انقلاب اسلامی را مورد واکاوی و آن‌هم بسیار مختصر قرار دهیم.
انقلاب اسلامی ایران که اکنون وارد سی و یکمین سال آن می‌شویم، با توجه به شرایط به‌وجود آمده در سال 1357 به وقوع پیوست و تمامی فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، دستخوش تغییر و تحولات بنیادین قرار گرفت که در این میان حوزه هنرهای سنتی و صنایع دستی نیز از این موضوع بی‌نصیب نماند.
صرف نظر از هر چیز باید باور داشت که روزها و شب‌های پرالتهاب انقلاب و پس از آن، هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و آن‌گاه تبعات منفی پس از جنگ، بسیاری از فرصت‌های به‌وجود آمده از فعالیت‌های دوره قبل از انقلاب را منقطع و عقیم ساخته بود که سرانجام با فروکش کردن جنگ و بحران‌های ناشی از آن، فعالیت‌ها رفته‌رفته سیر طبیعی خود را یافت و به نقطه‌ای که هم‌اکنون ما در آن قرار گرفته‌ایم، رسید.
چالش‌هایی را که انقلاب و جنگ تحمیلی در مسیر فعالیت‌های نظام‌مند و سازماندهی‌شده هنرهای سنتی و صنایع دستی قرار داد، باعث گردید تا مدیریت این حوزه با دشواری‌هایی روبه‌رو شود و رسیدگی به امورات هنرمندان و صنعتگران این حوزه به کندی صورت گیرد و همین موضوع باعث پدید آمدن موانع و مشکلات بیشتری شد تا جایی که بسیاری از هنرمندان امید خود را نسبت به بهبود اوضاع از دست داده و با دست کشیدن از فعالیت‌های خود به مشاغلی دیگر روی آوردند.
این حادثه ناگوار ضربات سنگینی بر پیکره ارزشمند هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور وارد ساخت و هرگز هم ترمیم نشد؛ اما دیگران در موضع خود ماندند و با امید به آینده بر کار و تلاش خود افزودند تا بلکه نام و نشانی از این حوزه برجا مانده و مایه مباحات و فخر ایرانیان گردد.
بی‌تردید می‌توان گفت، از آن پس، همه تلاش و کوشش دست‌اندرکاران و مسئولان این حوزه، صرف به‌وجود آوردن و زنده نگه داشتن امید در دل هنرمندان و صنعتگران شد و تنها همین نتیجه حاصل کار آنان است که می‌بینیم.
تهاجم فرهنگی پس از انقلاب، از سوی جریانات خارجی از یک‌سو و کم‌توجهی برخی مسئولان و به تبع آنان، طیفی از مردم نسبت به داشته‌های فرهنگی اصیل ایرانی از سوی دیگر، در تضعیف هنرهای سنتی و صنایع دستی کشورمان بی‌تأثیر نبوده است و هنوز هم این چالش فرهنگی وجود دارد و به همین دلیل است که محصولات غیرایرانی درحال جولان‌دهی می‌باشند. ادامه دارد...

• رئیس انجمن فنآوری‌های بومی ایران (شاخه خزر)
drmohaqeq@gmail.com
نظرات كاربران:
خیلی سپاسگزاریم از این‌که به فکر این قشر زحمتکش و محروم هستید. خداوند به شما سلامتی و طول عمر عطا فرماید!
نظرات بینندگان
نام:
ايميل:
* نظر: