"تعزيه، مجموع تضادها و مخلوق عشق و عرفان، دنيايي بسيار بزرگ و تأثيرگذار است"، تعريفي است نافذ از استاد عزتالله صمصام، وارث 18 نسل تعزيه گيلان...
ميگويد: زاده 1326 است و همه قبيلهاش، عارفان دين بوده و مردان خانوادهاش بعد از پروردگار، دل به تعزيه سپرده بودند...
استاد عزتالله صمصام در گفتوگو با خبرگزاری ايرنا، اظهار داشت: لحظه به لحظه نفس کشيدن و باليدن در بستر فرهنگ تعزيه ـ آنگونه که به پدر مرحوممان عنايت الله خان سينه به سينه رسيده بود، از بدو زندگي آغاز شد و تاکنون ادامه داشته و دارد...
دوران کودکي را در تعزيه با جعفر خواني (فرزند امام حسين(ع)) گذراند و از ده سالگي دل به موسيقي سپرد و در متن تعزيه به فراگيري رديف آوازي نزد پدر التفات نمود و تکميلش را نزد استاداني چون زندهياد محمدحسن دلخوش، استاد ابوالقاسم سالاري و مرحوم اسماعيل مهرتاش گذراند و در سالهاي 1345 تا 1347 از محضر استاد حسن بيات بهره برد...
ميگويد: چند سال هم از خرمن استاد مسلم رديف آوازي مرحوم خوانساري خوشهها چيده، آنگونه که با آواز انس گرفته که تمام هستي و زندگياش شد تا اينکه توانست به آواز که زبان تعزيه است نزديک شود...

استاد صمصام که با تمام آلام و درد تن، گروه خبرگزاری ايرنا را در آشيانه ساده خود به حضور پذيرفته، چه ساده و گوارا از پدر ياد ميکند و ميگويد: مشکل اصلي تعزيه خوانهاي امروزي اين است که "بچه خواني" نکردهاند...
آهي ميکشد و ميگويد: اگر در بيان اشعار تعزيه در کودکي اشتباهي رخ ميداد، در گرماي تابستان بايد دو جوراب پشمين ميپوشيدم، و زجر آن دوران حلاوت يادگيري دنيايي از هنر را براي تمام عمر به رويم گشود و اما امروز روز چه؟!...
استاد، افزود: شبيههايي است که تعزيه خوانهاي امروز حتي نام آنها را نشنيدهاند؛ چون شبيه خواني چاه انداختن يوسف، وفات پيغمبر، حجت الوداع، مالک اشتر، زوار غريب، پشيماني يزيد و ...
ميگويد: دليل تمام اينها اين است که تعزيه خواناني که امروز بروز ميکنند، از کودکي آموزش نديدهاند و از جواني به هر دليلي به اين هنر روي کردهاند...
ادامه ميدهد: مفهوم تعزيه در خانواده صمصامها به مراتب عميقتر و وسيعتر از معنايي است که همواره درک و دريافت ميشود و در واقع بسياري از گوشههاي موسيقايي امروز فقط به همت تعزيه زنده مانده و همچنان موارد استفاده دارد و اگر روي اين گوشهها کار شود، در نوع خود دلنشين و اصيل است و ميتوان در آواز کلاسيک از آن بهره جست...
صمصام، افزود: اين گوشهها پيش از آنکه به خدمت تعزيه درآيد، در موسيقي و آواز صاحب جايگاه ويژه خود بودند که متأسفانه تنها نامي در کتب از اين گوشهها بهجا مانده؛ چون سبزه در سبزه، آرايش خورشيد، مشکانه، گنج سوخته، پاليزبان، مرواريد و بسياري گوشههاي ديگر که با تغيير نام در تعزيه به يادگار مانده است...
ادامه داد: از آنجا که زبان تعزيه شعر است، تا آنجا که لازم بوده، با شعر در ارتباط بودهام و از جهت بررسي فولکلوريک قابل تأمل و بررسي است و نياز به آگاهي ويژه و عميقي است که به سنت و اعتقاد تعزيه مربوط، و بيشتر از افرادي بروز و ظهور مينمايد که به نوعي مراحل کودکي و نوجواني و جواني را در بستر تعزيه و با تربيت ويژه آن طي کرده باشند...
ميگويد: تعزيه، مجموع هنرهاي زندهاي است که هريک به تنهايي امروز صاحب استقلال و حيطه منحصر به فرد خود ميباشند؛ چون تئاتر، کارگرداني، آواز، ساز، گريم و دهها هنر ديگر در راستاي اصالت ادامه پيام ويژه مذهبي و ارتباط حسي اسلام از زاويه تعزيه...
استاد صمصام براي پايداري و حفظ تعزيه از مسئولان فرهنگي خواست تا بزرگان اين رشته هنري را شناسايي نموده و به لحاظ گذران زندگي مادي تأمين شوند و شرايطي فراهم آورند تا اين هنر زير نظر اين استادان به صورت تخصصي اجرا شود تا از آسيب هر جايي شدن و همچنين تحريف و بدعت در امان ماند...
ميافزايد: گل تعزيه از عناصر لطيف و ملکوتي تشکيل يافته که جز با بچه خواني ـ به اعتقاد بزرگان تعزيه ـ درک درستش مقدر نخواهد شد؛ چرا که شناخت اسرار آن به ذائقه شم سياسي و مذهبي همواره پايي بر زمين و دستي در عرش داشته که در پيامرساني اين دو ضد به وحدت رسيده، اشک و دل شکسته، جسارت و نازکدلي، پايداري و شهادت و ايثار لیکن چهره نهايي و آرماني تعزيه پيام و نشان حسين بن علي(ع) است و در واقع تمامي آرمان و انديشه اسلام ناب محمدي...