استان گیلان به عنوان یکی از قطبهای فرهنگی پیشرو در ایران محسوب شده و گیلانیها همواره در مسائل مختلف فرهنگی و علمی در یک سده اخیر پیشتاز بودهاند؛ از جمله در زمینه توانبخشی که بزرگمردی چون دکتر محمدرضا حکیمزاده لاهیجانی (بانی جریان آسایشگاهسازی برای سالمندان و معلولین ایران) را تقدیم جامعه پزشکی و توانبخشی ایران نمودهاند.
اما متأسفانه به دلیل کمبودها و محرومیتهایی که در پوشش طبیعت زیبای این استان غالباً مخفی مانده، گیلان کمتر به حق واقعی و متناسب با پتانسیل انسانی خویش دست یافته و نخبگان علمی و فرهنگی این استان غالباً در بیرون استان بیشتر موفق به نشان دادن تواناییهای فوقالعاده خود شدهاند.
از جمله کمبودهایی که در گیلان احساس میشود (لااقل نگارنده با توجه به رشته تحصیلی خود آن را حس میکند)، عدم وجود یک مرکز علمی و اداری برای وحدت بخشیدن به برنامههای فیزیوتراپی و توانبخشی در این استان است؛ به دیگر سخن، عدم وجود یک دانشکده توانبخشی.
در شرایطی که به دلیل همجواری گیلان با استانهای زنجان و قزوین و اردبیل (و عدم وجود چنین دانشکدهای در این استانها) و همچنین نزدیکتر بودن شهرهای غرب مازندران به مرکز گیلان، سبب میشود که راهاندازی چنین دانشکدهای در این استان توجیه علمی و اقتصادی مناسبی داشته باشد.
به امید خدا چند وقت دیگر با شروع به کار طرح DPT (دکترای حرفهای فیزیوتراپی)، در صورتی که طرح به صورت منطقهای اجرا شود، آنگاه شاید یکی از فاکتورهای مؤثر در اجرای طرح در یک منطقه، وجود دانشکده توانبخشی باشد و در آنصورت خدای ناکرده فیزیوتراپیستهای گیلانی از چنین مرکزی محروم مانده و ناچار به رفتن به سایر مناطق، جهت آموزش، باشند که این مسأله در ارائه خدمات به بیماران استان و در بعد شخصی هم برای خود فیزیوتراپیستها مشکلاتی را ایجاد خواهد نمود.
خوب است انجمن فیزیوتراپی گیلان و دانشگاه علوم پزشکی گیلان در این مورد توجه ویژهای به خرج داده و مقدمات کار را فراهم آورند. بابل چند وقتی است که این کار را کرده و گویا همدان هم به تازگی مجوز تأسیس دانشکده توانبخشی را کسب کرده است. چرا گیلان به چنین حقی دست نیابد؟!