نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی خبر داد:
![]() |
| عبدالله حاتمزاده احمد رضی |
سایت محترم اینقدر دنبال فتنه نباشد؛ برکنار نشد، خیلی هم موقع رفت و به ایشان احترام گذاشته شد.
کارمند: رانتخواری اشاره شده تنها یکی از تخلفات آقای [...] است. ایشان قبلاً یک بار بهدلیل تخلفات دیگر، محکوم به کسر حقوق شده است. یک بار دیگر به جرم سوء استفاده از قدرت بهخاطر ضایع کردن حقوق یک کارمند به یک سال انفصال از خدمت محکوم شد که با پادرمیانی مشایی و یکی از مسئولان دادگستری رشت برخلاف قانون اجرای حکم را متوقف کردند. ایشان بدون ضابطه به فرزندشان بورس دکترا اعطاء کرد، درحالی که شرایط لازم را نداشت. ایشان برادرزاده نماینده مورد نظر در متن شما را بدون داشتن شرایط لازم و علیرغم مخالفت گروه مکانیک به عضویت هیأت علمی این گروه درآورده است. ایشان یکی روحانی با مدرک فوق لیسانس فقه و مبانی حقوق را بهجای یک نفر دکترای مردمشناسی به عضویت هیأت علمی پژوهشکده گیلانشناسی درآورده است. ایشان تا قبل از ریاست، 12 سال استادیار بود. طی این مدت وی نتوانست ارتقاء رتبه پیدا کند، اما ظرف 6 سال و علیرغم اشتغال به پست مدیریت، به مرتبه دانشیاری و استادی(!) رسید؛ یعنی تمام توان علمی ایشان در دوران مدیریت شکوفا شد! امری که برای اساتید نخبه برعکس است که با تصدی پستهای مدیریتی، از ارتقاء محروم میشوند، چون در زمان مدیریت، فعالیتهای پژوهشی طبیعتاً کاهش مییابد! در مورد مصاحبهای که با خبرگزاری مهر کردهاند نیز خلاف واقع گفتهاند. تمام دانشگاهیان از یک ماه پیش میدانستند که آقای دکتر رضی قرار است بهجای ایشان منصوب شوند، چون طی دو طومار خواسته خود را به گوش وزیر علوم رسانده بودند و خواستار انتصاب آقای دکتر رضی شده بودند و نزدیک به 10 روز پیش نیز وزارت علوم، آقای [...] را خواست و موضوع تغییر را به ایشان گفت و ایشان از تهران با دفترش تماس گرفت تا کتابها و وسایل شخصیاش را جمع کنند، اما در این مصاحبه مدعی شده که نمیدانسته است! البته وزیر علوم بهدلیل حجم تخلفات و تداوم آن ناچار شد قبل از برگزاری مراسم معارفه و تودیع دستور بدهند که ایشان ریاست را تحویل داده تا در موعد مقتضی مراسم برگزار شود. امروز دانشگاه گیلان سراسر شادی و سرور بود... همه به هم تبریک میگفتند... بازار تبریکهای اس ام اسی داغ بود... از این بابت از جناب وزیر علوم کمال تشکر را داریم.
اکبر: از اطلاعرسانی شجاعانه و منصفانه لاهیگ سپاسگزاریم. جامعه مدنی یعنی همین که یک رسانه قدرت نقد فساد و رانت را داشته باشد تا مسئولان هر کاری خارج از قانون را مرتکب نشوند.
معلم: حرف دوستمان کاملاً درست است و آقای [...] مایه آبروریزی قشر دانشگاهی هستند و امیدواریم تمام مراتب بهناحق گرفته شده ایشان و همدستانش، مثل (س)، (ر)، (ن)، (س) و بسیاری دیگر پس گرفته شود.
محمد جوادی: همین آقای نماینده، دختر خود را با همکاری رئیس و دبیر مخلوع منطقه 17 دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس گوش به فرمان واحد علوم و تحقیقات در این دانشگاه چند ماهی است استخدام کرده است.
مانی: (ر.م) ـ از همفکران رحیممشائی و حلقه انحرافی ـ جزء رانتخواران در گروه علوم سیاسی دانشگاه بود که پس از برکناری عبدالله حاتمزاده از دانشگاه گیلان انصراف داده است و دانشگاه را ترک کرده است. ایشان ضمن طلب مغفرت از خداوند بزرگ بهخاطر آلودگی به گناه رانتخواری، از دانشگاهیان دانشگاه گیلان نیز طلب بخشش کرده است.
آنتی رانت: یک نفر ([ض.ص]) از مجموع شانزده نفر رانتخوار وابسته به جریان انحرافی در گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان، لیسانس و فوق لیسانسش را از دانشگاه آزاد گرفته است و برخلاف نص صریح قانون، با نامه آقای (ا.ق) بهعنوان دانشجوی دکتری روابط بینالملل به گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان تحمیل شده است.
انصاف: چقدر دل این بنده خدا پر بود؛ معلومه از یک جایی داره میسوزه. آخه دوست عزیز! آقای [...] که تازه سال 1377 به ایران برگشتند که کلاً میشود 15 سال. شما چطور میگی که 12 سال قبل از این، استادیار بودند؟ 8 و 12 که میشود 20 سال؟ ضمناً اگر سوابق علمی ایشان را نمیشناسید، حداقل میتوانید کمی بیشتر جستوجو کنید و بعد حرف بزنید. ایشان در تمامی مقاطع تحصیلی از برترین دانشجویان بودند. ضمن اینکه مقالات و کتابهای ایشان موجود است. آخه چرا ندونسته "چیز" مینویسی. آقای [...] هم که سردستگیشان در شلوغیهای سال 1388 بماند. انصاف داشته باشید و از خدمات مدیریت قبلی هم بگویید. خدا هدایتتان کند که مثل مگس میگردید این طرف و آن طرف. از بس توو اداره بیکار هستید و مفت خوردید، هر روز دارید یک نفر رو برای جایی نصب میکنید. احتمالاً از این به بعد باید برای معاونتها و مدیران گزینه معرفی کنید و شاید هم بهزودی برای خود آقای [...].
درخصوص مباحثی که در مورد پذیرش این افراد در دانشگاه خوارزمی هست، اگر سندی دارید بزنید، نه اینکه دروغ به این بزرگی بنویسید. متأسفم!
دانشجوی خوارزمی: این 16 رانتخوار در گروه علوم سیاسی کاملاً مشخص است با رانت چه کسی آمدهاند؟ نامه (ا.ق) و (م) و (خ) در پرونده این رانتخواران ثبت شده است. یادمان نرود که در سال 1391 در کل کشور سازمان سنجش تنها 20 دانشجوی دکتری روابط بینالملل را برای همه دانشگاهها پذیرش کرد، اما در دانشگاه گیلان 16 نفر بدون آزمون و از طریق رانت ثبت نام شدند! یادمان نرود که آقای (ض.ص) از دوستان (ا.ق) لیسانس و فوق لیسانس دانشگاه آزاد هستند و بهطور کاملاً غیرقانونی بهعنوان استعداد درخشان دانشجوی دکتری روابط بینالملل به گروه علوم سیاسی گیلان تحمیل شد؛ البته خیلی هم تحمیلی نبود و در واقع سفارش شده (ا.ق) بود. تعدادی از این رانتخواران انحرافی از طریق دکتر (ا.ع) استاد دانشگاه تهران به (ا.ق) معرفی شدند تا آنها را به مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان معرفی نماید! یادمان نرود که این آقایان در کشورهای قانونمند غربی تحصیل کردهاند؛ در کانادا و در استرالیا... روزگاری تحصیل در کانادا برای افراد شخصیت قانونمند میآورد! یادمان نرود فرصتطلبی متفاوت از عملگرایی است... به وجدان انسانی خویش برگردیم... برای حیثیت انسانی خود ارزش قائل شویم... و یادمان نرود که عمر به سرعت میگذرد و بازگشت بهسوی خداوند در انتظار ماست... این اساتید میتوانستند انسانهایی متشخص و علمی و بااعتبار باشند، اما به یکتایی خدا قسم در همه دانشگاهها، دانشجویان به بدگویی از این افراد میپردازند. به خدا قسم همین افراد رانتخواری که از حسن اخلاق اساتید برای رانتخواری سوء استفاده کردند، همه جا از دکتر (ق) و دکتر (ع) بد میگن.
امیر ارسلان: آقای (ض.ص) که لیسانس و فوق لیسانسش دانشگاه آزاد است، کاملاً غیرقانونی با رانت (ا.ق) بهعنوان استعداد درخشان در دانشگاه گیلان به مدیر گروه علوم سیاسی تحمیل شد. همین فرد بارها از بیسوادی اساتید دانشگاه سخنسرایی کرده است و بارها از اساتید دانشگاه بدگویی میکند.
مهدی: آی بزرگواران! آخرتتان را و آبروی دنیویتان را بهخاطر دنیای رانتخواران نفروشید.
ماریا: رانتخواران در واقع در خدمت اهداف جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی قرار دارند و موجب یأس و ناامیدی جوانان پرتلاش میشوند.
یاسین: در مهر 1391 تعداد 5 نفر مطابق آزمون سراسری سازمان سنجش و آموزش کشور بهعلاوه 1 نفر استعداد درخشان بهعنوان دانشجوی دکتری روابط بینالملل به گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان معرفی شده و ثبت نام نمودند. اما در کمال شگفتی، کلاس دانشجویان با حضور 23 نفر در مهر 1391 برگزار شد که تعداد 16 نفر از آنها از طریق رانت و تحت عنوان بورسیه به گروه تحمیل شده بودند که در نهایت با اعتراض گروه، 10 نفر از آنها به ترم بهمن انتقال یافتند. بهدنبال آن در مهر 1392 تعداد 43 نفر از طریق رانت تحت عنوان بورسیه برای ثبت نام بهعنوان دانشجوی دکتری روابط بینالملل در گروه علوم سیاسی حضور یافتند که با مقاومت گروه از تعداد 17 نفر از آنها در مرحله اول مصاحبه بهعمل آمد و مصاحبه از سایرین به آبان ماه موکول شد. بهرغم فشارهای بیرونی و با حمایت رئیس دانشگاه، گروه با قاطعیت اعلام کرد که نهایتاً از میان 43 نفر تعداد 4 نفر برحسب امتیاز کسب شده مصاحبه، بهعنوان دانشجوی دکتری برای ترم بهمن 1392 پذیرفته خواهند شد که در کمال تعجب افرادی که در بین آن 4 نفر اصلی نبودند، در مورخ 28 مهر 1392 با حمایت رئیس دانشگاه در کلاسهای درس حاضر شده و 41 نفر دیگر نیز به کلاس هجوم آورده و در حرکتی بیسابقه، یک کلاس 43 نفره دکتری در گروه علوم سیاسی آغاز به کار کرد که با شگفتی خود رانتخواران و اساتید گروه علوم سیاسی و دانشجویان دانشگاه گیلان مواجه شده است!!!
اکبری: رانتخواری در حکم محاربه با امام زمان است.
سارایی: مدیر گروه [...] دانشگاه و یکی از نمایندگان [...] و نماینده [...] و نماینده [...] در میان رانتخواران در گروه علوم سیاسی هستند.
دانشجوی ارشد گیلان: والله راست میگین. هر کسی به خودش اجازه رانتخواری علمی بدهد، مطمئناً یک آدم بیاخلاق و غیرقابل اعتماد است... من بارها شنیدم که همین افراد رانتخوار، اساتید را به بیسوادی متهم کردهاند...
سیروس: دوستان عزیز! چرا اینقدر دنبال دلایل و مفاسد و ... میگردید؟ دولت جناب احمدینژاد هشت سال آن کرد که حمله مغولان نکرد، حال این آقا دو تا بوس یا همان بورس به فک و فامیلاش داده، این چه ایرادی داره؟ مدیرانی که باهاش کار کردن و تمام کاراشو تأیید کردن مقصرن، و گرنه یک نفر نمیتونه اینهمه تخلف کنه به تنهایی. از معاونت مالی و مدیر حقوقی بگیر تا حراست و ... . البته الآن همه منتقدش هستند؛ اما چه سود!؟
گپی خودمونی: میگم خودمونیم. انصافاً آقای حاتمزاده خیلی کارش درست بوده و کمحاشیه که شما از 8 سال دوره مدیریتی ایشون فقط تونستید این بحث بورسهای رشته بینالملل رو دربیاورید و اینقدر روش مانور کنید. به نظرم خدمات صادقانه و بدون ادعای ایشان، جایی برای حرف نگذاشته است. پیشرفتهای دانشگاه در زمینههای آموزشی، پژوهشی، عمرانی، باز شدن حلقه مدیریت برای نیروهای جدید، افزایش حقوق برای کارمندان و دهها مورد دیگر که جا دارد از آنها تقدیر شود، چون با زحمت و تلاش بهدست آمده و با تنبلی و سستی ـ آنهم در سیستم اداری مملکت ما ـ بهدست نمیآمد. در مورد قضیه رشته بینالملل نیز بنده در سلامت نفس و عملکر ایشان شکی ندارم. حتماً اشتباهاتی شده است. ایشان از این حرفها (رانت و ...) مبرا هستند. ما گیلانیها کی میخواهیم یاد بگیریم که موقع تحویل مسئولیت، از کسی که زحمت کشیده تشکر کنیم و برای فرد جدیدی که آمده، آرزوی توفیق کنیم. همیشه باید یک حاشیهای درست کنیم و ...
گیله مرد: آقا این رسواییهای رشته بینالملل، کار مدیر گروه [...] است؛ به خدا کار حاتمزاده نیست.
جواب به گپی خودمونی: در قرآن کریم از مثقالی حق الناس صحبت شده است... هنگامی که این 59 رانتخوار فردا پس فردا با مدرک دکتری استخدام شدند، یعنی جای 59 نفر فرد شایسته را گرفتند، بعد تو میای به همین سادگی میگی "گپی خودمونی"؟؟؟ با همین خودمونی خودمونی کارها را خراب میکنیم... مثلاً اینکه آقای ایکس با مدرک لیسانس و فوق لیسانس جغرافیا از دانشگاه آزاد در گروه علوم سیاسی هیأت علمی شده است و الآن دارد به صدها دانشجو درس میدهد. حالا با یک "گپ خودمونی" ما بومیها دانشگاه گیلان را خراب کردیم.
مریم: در دانشگاه علوم پزشکی گیلان آقای [...] پسر و دختر خود را بهصورت غیرقانونی در رشتههای پزشکی و دندانپزشکی این دانشگاه ثبت نام کرد، بیش از 3000 نفر را با توصیه قراردادی کرد، بیش از 10 ماه پرسنل اضافه کار نگرفتند و ... . ای کاش فکری به حال تغییر آنی در این دانشگاه میشد.
ناگفتههای توفیقی از پشت پرده "بورس خارج" و دلایل "توقف موقت": http://www.isna.ir/fa/news/92092416625/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC
ساعد: بیشتر رانتخواران در دوره دکتری روابط بینالملل دانشگاه گیلان فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق(ع) هستند... نام مبارک امام شیعیان را روی این دانشگاه گذاشتیم تا فارغالتحصیلاش خجالت بکشن و کار بد نکنن!!!
جواب به گپی خودمونی: این مدیر گروه [...] دانشگاه گیلان است که موجب پایمال شدن حقوق بیتالمال میشود. این آقا جزء حلقه انحرافی است و در سالهای گذشته همواره تلاش کرده است که خط فکری رحیممشائی را تحت عنوان "مکتب ایرانی روابط بینالملل" به دانشگاههای کشور گسترش دهد و اطرافیان رحیممشائی را در گروه [...] دانشگاه گیلان جمع کرده است.
لیسانس عمران: حلقه انحرافی خزنده خزنده در گروه [...] دانشگاه گیلان گسترش پیدا کرده است.
مسلم: دکتر رضی رئیس جدید دانشگاه باید سریعاً و قویاً با محفل رانتخواران انحرافی که به گروه علوم سیاسی تحمیل شدهاند، برخورد نماید.
سید موسی: رانتخواری مصداق خدمت به ضد انقلاب است. رانتخواری مصداق خدمت به صهیونیزم و استکبار است. رانت خواری مصداق گناه شرعی و یک فعل حرام است.
محمدی: رانتخواران به جان هم افتادند و مسأله را به دیوان عدالت اداری و نظارت و بازرسی استان و وزارت علوم کشیدند، سپس آن را رسانهای کردند و اینگونه با اعتبار دانشگاه بازی کردند. خدایا ما را از دست رانتخواران نجات بده.
گیله لای: رانتخواران بورسیه تحصیلی دکتری در دانشگاه گیلان غالباً مدرک فوق لیسانسشان را از دانشگاه امام صادق(ع) گرفتهاند و از وابستگان فکری و اجرایی رحیممشائی هستند.
همین رانتخواران همه جا پشت سر افرادی که در حقشان لطف کردند، بدگویی میکنن. من یه بار اتفاقی باهاشون از دانشگاه گیلان رفتم تهران، بین راه همش مسخره کسایی میکردن که براشون از آبروی خویش مایه گذاشتن...
لیسانس زبان: اینکه معلومه، هر کسی رانتخواری کند، هر چیزی ازش برمیاد. هر کسی با رانتخواران همکاری کرده، لایق تمسخر و استهزاء است.
دانشجو: لیاقت هر کسی که آخرتش را بهخاطر دنیای رانتخواران بفروشد، همین است که همه پشت سرش بد بگن و مسخرهاش کنن.
رانتخواران دشمنان امام زمان هستند. چرا بسیج دانشگاه گیلان سکوت کرده است؟ اگر شهید باکری و شهید همت و شهید جهانآرا و شهید شیرازی در بسیج دانشگاه گیلان بودند، آیا باز هم بسیج سکوت میکرد؟؟؟؟؟
آزاده: به بهانه اعلام نتایج آزمون دکتری سال 1391؛ قبولی در دکترای بهترین دانشگاههای ایران بدون کنکور و آزمون! تا کنون به گوشتان خورده که تحصیل در مقطع دکترا، آنهم در دانشگاههای سراسری برای برخی افراد خوششانس (بخوانید رانتخواران!) بدون کنکور شدنی است؛ کسانی که بدون هیچ سنجش علمی، مجوز تحصیل در مقطع دکترا در بهترین دانشگاههای کشور را میگیرند! به گزارش "تابناک"، در شرایطی که برخی از فارغالتحصیلان مقطع کارشناسی ارشد برای پذیرش در مقطع دکترا ـ و غالباً بهدنبال کسب مجوز ورود به هیأت علمی دانشگاههای گوناگون و استخدام شدن ـ گاه مجبور میشوند روزهای بسیاری را به خواندن منابع گوناگون امتحانی صرف کرده و حتی آزمونهای دستهبندی شده مؤسسات آموزشی را هم تجربه کنند، هستند کسانی که بدون هیچ سنجش علمی، مجوز تحصیل در مقطع دکترا در بهترین دانشگاههای کشور را بهدست میآورند. این ماجرای عجیب از آنجا آغاز میشود که پای مقوله پیچیدهای مانند بورسیه به ماجرا باز شده و مسائل پیشنیازی مانند کمبود متخصص، ارتقاء سطح علمی و ... مطرح میشود؛ همان دلایلی که از دیرباز مطرح بوده و سنگ بنای راهاندازی بورسهای تحصیلی در مقاطع گوناگون شده است. البته در این روش، بورس و الزامات آن تنها به مانند دستاویزی کار میکنند؛ به این صورت که برخی متقاضیان ادامه تحصیل در مقطع دکترای تخصصی که از قضا در آزمون سراسری دکترا پذیرفته نشده و اگر خلاف آن بود، نیازی به بورسیه و روشهای عجیب و غریب اختصاص آن برای "دکتر" لقب گرفتن احساس نمیکردند! و چهبسا دانشگاههای نوع غیردولتی را هم در دسترس نداشته باشند، به "بورس دوره دکترای تخصصی خارج از کشور" متوسل شده و در ادامه کنکور سراسری را به سخره میگیرند. به عبارتی بهتر، "دستورالعمل اعطای بورس" به گونهای تدارک دیده شده که هیچ پیش شرطی مبنی بر بهدست آوردن حد نصاب خاصی در آزمون و یا حتی صرف شرکت در کنکور دکترا هم در آن دیده نمیشود تا همواره به این روش، برخی از متقاضیان ادامه تحصیل در مقطع دکترا بتوانند حتی بدون شرکت در آزمون گزینش علمی، مثل کنکور سراسری، کاندیدای دریافت بورسیه تحصیلی و اعزام به خارج از کشور شوند. تا اینجای کار با اتفاق عجیبی روبهرو هستیم که شاید سرشار از غلو بوده و باورناپذیر هم بهنظر برسد، چرا که سخت است باور کنیم در شرایطی که هر ساله شمار بسیاری از متقاضیان ادامه تحصیل در دکترا در روزهای خاصی از سال با یکدیگر رقابت کرده و برای کسب آمادگی پیش از رقابت، هزینههای بسیاری (مادی و معنوی) متقبل میشوند، ممکن است فردی بدون تحمل اندک التهابی در این مقطع پذیرفته شود. بنابراین، اگر این ماجرا حقیقی است، چرا همه متقاضیان به سراغ این روش نمیروند؟ آیا امثال فردوسیپور که در کنکور دکترا شرکت میکنند، خبر دارند که میتواند با گرفتن بورسیه تحصیل در خارج کشور و تبدیل آن به داخل، در دانشگاههای معتبر داخلی ادامه تحصیل دهند؟! شاید بد نباشد، پیش از اینکه درصدد پاسخ به این پرسش برآییم، به سراغ دستورالعمل اعطای بورس رفته و کمی آن را تجزیه و تحلیل کنیم: این دستورالعمل از پنج ماده تشکیل شده که در ماده نخست، به شرایط عمومی داوطلبان دریافت بورس پرداخته و از مواردی مانند: ایمان و اعتقاد به اسلام و نظام جمهوری اسلامی، تقوا، وابسته نبودن به احزاب و گروههای ملحد و محارب و ... برشمرده تا در ادامه به شرط سنی و حداقل معدل متقاضی در مقاطع پایینتر هم برسد. با گذر از این شرایط، به ماده دو دستورالعمل رسیده و از دیدن تنوع در شرایط اختصاصی شگفتزده میشویم؛ شرایطی که دارا بودن یکی از آنها برای بررسی پرونده کافی بوده و داوطلب را تا مرز مرحله گزینش اعزام پیش خواهد برد. با نگاهی به این بخش از دستورالعمل، درخواهیم یافت که قانونگذار بهدنبال مشمول شدن طیف گستردهای از متقاضیان بوده است، وگرنه چگونه میشود که بر خلاف بندهای ابتدایی که سه رتبه برتر دوره کارشناسی ارشد و یا دانشجویان نخبه کشوری را مستحق دریافت بورس میدانند، در بندهای بعدی به مواردی مانند "دارا بودن دستکم یک مقاله چاپ شده در مجلات علمی ـ پژوهشی داخل یا خارج کشور در زمینههای علمی مرتبط" رسیده و در پایان، به مواردی کلی و حتی مبهم مانند "ارائه پیشنهاد سبکهای هنری کاربردی" اشاره کرده و از "افرادی که دارای سوابق برجسته در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و ایثارگری هستند" نام میبرد؟! بدین ترتیب کسانی که مشمول ماده یک و دو شده و احتمالاً شمارشان اندک نیست، باید برای اعزام (ماده سه دستورالعمل اعطای بورس) واجد شرایط خاصی بوده و به عبارتی بهتر، گزینش شوند؛ مواردی مانند قبولی در مصاحبه علمی و تخصصی، بهدست آوردن حد نصاب نمره زبان، پذیرش، ویزا، وثیقه و ... . اینجاست که فارغ از گزینشهای عقیدتی و مسائل مرتبط با آن، پای مسائلی مانند سلیقه گزینش کنندگان به میان آمده و حتی به رتبه داوطلب در آزمون سراسری اشارهای هم نمیشود تا شاید به این وسیله نتایج کنکور سراسری برای وزارتخانه متولی برگزاری آن، محترم شمرده شده و شائبه دریافت بورسیه توسط کسانی که در کنکور شرکت هم نکردهاند، مرتفع شود. اکنون کافی است تا اوضاع نابسامان بازار ارز و لغو سهمیه ارز دانشجویی را هم در این ماجرا دخیل کرده تا پیشنهادهای عجیب و غریبی مانند تحصیل گزینش شدگان اعزام به خارج در دانشگاههای کشور مطرح شده و نوعی قبولی در مقطع دکترای تخصصی و در موازات با کنکور سراسری کشف شود! ماجرا هنگامی عجیبتر میشود که بدانیم این رخداد در سالهای گذشته و به راههای گوناگون درحال وقوع بوده و تا کنون عدهای هم بدین شیوه ـ که برخلاف کنکور سراسری، نظارت خاصی بر آن نبوده و مستنداتی مبنی بر رانتخواری در آن بهدست آمده) دکتر لقب گرفتهاند! دستورالعمل گزینش دانشجویان بورسیه و بررسی نتایج عملکردی وزارتخانه متولی این امر، بستری فراهم ساخته که برخی با استفاده از آن خود را در زمره پذیرفتهشدگان مقطع دکترا گذارده و گاه به این روش در معتبرترین دانشگاههای داخلی را به روی خود گشاده مییابند، چرا که شاید مثلاً نوسانات ارزی، تغییر سیاستهای وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری و یا حتی کسر بودجه و بهدنبال آن، دیرکرد در اعزام هم سبب شود که بورسشان تبدیل به داخل شده و رؤیای تحصیل دکترا در بهترین دانشگاههای کشور برایشان محقق شود؛ درست همچون ماجرای چند روز گذشته که خبری مبنی بر پذیرش بدون کنکور برخی چهرههای کشوری (با آوردن نام!) در مقطع دکترای دانشگاه علامه طباطبایی مطرح شد تا رئیس این دانشگاه در پاسخ به ابهامات پیشآمده، از عملکرد کاملاً قانونی(!) زیرمجموعه تحت مدیریت خود دفاع کرده و بگوید: "این افراد به همه دانشگاهها رفتهاند و وارد دانشگاه علامه هم شدهاند." تلختر اینجاست که در ادامه، آقای رئیس روشهای موجود برای پذیرش دانشجوی دکترا را اینگونه برمیشمرد: "برای پذیرش دانشجوی دکترا در تمام دانشگاههای کشور سه روش وجود دارد؛ بورسیه وزارت علوم، آزمون دکترا و استعداد درخشان»! (سایت تابناک، کد خبر: ۲۷۵۸۲۲، تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۲)
عباس محمدی: با کمال تأسف از هماستانیها، آقایان (الف.ق) و (ر.س) که با هم نسبت هم دارند، نقش اصلی در حمایت از حاتمزاده داشتند. اخیراً هم با هم فعالیت میکردند تا (ر.س) را رئیس دانشگاه کنند. من یادم هست وقتی حاتمزاده با دانشجوها برخورد تند کرد و دکتر رضی اعتراض کرد و سر کلاس نرفت، آقای (ر.س) که رئیس دانشکده بود، از حاتمزاده حمایت و دکتر رضی را توبیخ کرد. واقعاً که این دو نفر مایه خجالت هماستانیها هستند.